دفعات بازدید: 724

تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۲/۱۴ - ۱۶:۱۳

 یادداشت: مشکلات مشترک فوتبال خوزستان و تهران/قسمت دوم

یکی دیگر از مهم ترین ایرادات مربیان مدرک دار این است که همگی تمایل داشته در راس کادر فنی تیم ها مربیگری کنند. مگر در تهران به این بزرگی که روز ها قریب به ۱۶ میلیون نفر و شب ها نیز حدودا ۱۳ میلیون نفر جمعیت دارد، چند تیم یا رده باشگاهی و آکادمی وجود دارد که جوابگوی اشتغال این همه مربی باشد؟ باز در خوزستان ما که ۴۰% جمیعت تهران را شامل می شود، با اینکه بسیاری از مربیان بدون تیم می مانند، اما وضع به مراتب بهتر است. نکته مهم تر اینجاست که لزومی ندارد هر فوتبالیستی مربی شود. ۱ پیشکسوت باید خود را استعدادیابی کند که در کدام یک از حوزه های فوتبال می تواند موفق باشد. استعدادیابی نباید تنها در خصوص بازیکنان رده های پایه انجام شود، بلکه می تواند برای مربیان فوتبال نیز صورت پذیرد. پس بهتر است یک مربی با خود بررسی نماید که؛ آیا می توانم ۱ بدنساز خوب باشم؟ یا اینکه ۱ کمک مربی توانمند باشم؟ توانایی من در خصوص تحلیل فوتبال و آنالیزوری چگونه است؟ آیا می توانم ۱ تمرین دهنده موفق شوم؟ شاید هم ۱ سرپرست قابل باشم. آیا توان این را دارم که در رده های پایه کار کنم؟ یا اینکه در رده بزرگسالان موفق ترم؟ آیا می توانم جزو مشاورین باشگاه یا عضو کمیته فنی باشم؟ یا اینکه در بعد طراحی تمرین و…موفق ترم؟ شاید هم با فن بیان خوبی که دارم، بتوانم به عنوان ۱ کارشناس فوتبال به ورزش خدمت کنم. اگر هم از نظر نوشتاری قوی هستم، به عنوان تحلیلگر و نویسنده ورزشی با سایت ها و روزنامه ها همکاری کنم. لذا اگر چنین استعدادیابی صورت پذیرد، از دپوی حجم انبوه مربیان کاسته شده و با افزایش بهره وری و بازده مربیان عزیز، بزرگترین مشکل آن ها که بیکاری است، برطرف خواهد شد. البته لازم است توقع برخی از این زحمتکشان نیز کاهش یافته تا بتوانند در پوزیشن های جدید خدمات شایان توجه متناسب با توان و علایق خویش انجام دهند.

پایان

✒ محسن بابادی

ارسال دیدگاه